💜 عشق مریضی واگیر دار 🤍✨

💜 عشق مریضی واگیر دار 🤍✨
ادامه یpart19
اینارو همیشه با خودم دارم ی نگاه ب داخل کیف انداختم ک توش این وسایل بود
خب الان نوار بهداشتی ک لازمم نمیشه
ادکلن هم همینطور
و لوازم آرایشی هامو هم کم کردم و گذاشتم تو چمدون و ب جاشون همون بافت و خوراکی گذاشتم و موهامو شونه کردم
یونا:من امادممم
مینجی:عاااا یونا میگم چیزه ب نظرم لباسات ب درد جنگل نمیخوره بیاین با جیوو لباسایی ک آبی و سفید بود رو بپوشیم
جیوو:اره نظر خوبیه
یونا:اوکی الان عوض میکنم
بعد هم رفتم و اون لباسارو پوشیدم و بافت رو از توی کیفم برداشتم
یونا:من پوشیدم
مینجی:منم
جیوو:عااا منم امادم
بعد هم چون هوا سرد بود کاپشن های سفید کوتاهمونو ک ست بود برداشتیم و رفتیم بیرون
چشمم خورد ب کاترین ک خیلی بد بهم نگاه میکرد
سرمو انداختم پایین و با نگاش حالمو گرفت ...
پسرا هم اومدن...
(تا پارت بعدی 🖐🏻)
حمایت یادتون نره💜🤍
پارت بعدو فردا میزارم دوستون دارمممم💜🍫✨
دیدگاه ها (۳۹)

KIM V

رمان عشق ممنوع

P2« فلش بک ب ساعت ۷ شب »ویو کیسوکه:خونه رو مرتب کردم و رفتم ...

پارت سوم

Cruel Love.پارت اول ویو آنجلینا.خیلی ذوق داشتم واسه اومدنشون...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم (

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part هیجان داشتم... دل...

فیک مافیاها پارت ۳۵جیمین: هیونگ من میخواستم یه چیزی بهت بگم....

👑The dance of fractured harmonies🦋Part⁵صبح با صدای میرا چشما...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط