راستش را بخواهی

راستش را بخواهی

فاجعه ی رفتن "او" چیزی را تکان نداد ...

من هنوز چای می خورم ... قدم می زنم ....

.... هستم!

اما ... تلخ تر .... تنهاتر .... بی اعتمادتر ....
دیدگاه ها (۱)

.

امشب سر مهربان نخلی خم شد / در کیسه نان به جای خرما غم شددر ...

هه هیچکسی کامل نیست

سلام بچه ها خوبین من النا هستم من قبلاً به شما گفت قهوه میخر...

می نویسمـ دوستتــ دارمـبخوان دلمـ برایتــ تنگــ شدهمی نویسم ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش سوم_مشتی به شانه اش می‌زنم"اگه یکم دیگه مع...

طبیعت

آهسته زندگی کن...بگذار طعم یک فنجان چای، همه‌ی حواست را پر ک...

موسیقی

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

در سرهای بچه داری پارت ۸

پارت پنجم | روزِ بارانیاز صبح باران می‌بارید.کافه خلوت‌تر از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط