ONLY MINE
ONLY MINE
PART 56
ویو ا/ت
با سر درد شدیدی بیدار شدم همه بدنم گرفته بود میخواستم به بدنم کش و قوس بدم اما نمی شد چون علاوه بر درد به یه تخت بسته شده بودم ...
هیچ کس دور و برم نبود هیچ چیزی هم یادم نمیومد حتما اینم کار جئونه خدا بگم چی کارت کنه که حتی تو بیهوشی ام از دستت در امان نیستم ...
داشتم با خودم حرف میزدم که صدای کلید اومد که داره توی در می چرخه و سریع خودمو به بیهوشی زدم تا نفهمه من بهوش اومدم و بتونم یه راهی برای فرار پیدا کنم ....
چانگ هو و سوها وارد اتاق شدن ..
چانگ هو. اینکه هنوز بیهوشه .... یه آدم بیهوش زیاد نمیتونه بدرد بخوره..
ذهن ا/ت . این که صدای جئون نیست صدای چانگ هو عه بدبخت شدی ا/ت ...
سوها . به زودی بهوش میاد ... دکترای ما یه سرمی بهش زدن که حتما بهوش میاد ...
چانگ هو. میدونی که اون سرم یه نوع زهره و حتی اگه بهوش-هم بیاد زیاد شانس زنده موندن نداره ... البته مگه اینکه پاد زارش رو استفاده کنه ...
به هر حال جون این دختر ارزشی نداره ... مهم اینکه طُعنه خوبی برای جئون و باندش میشه ....
سوها . دقیقا .. مطمنم که میاد دنبال این دختر حتی اگه خودشم نیاد خواهرش قطعا میاد اون طُعمه بهتریه ...
چانگ هو. اهوم .... بیا بریم تا نقشه حمله به جئون رو بهت بدم ... فورا باید همه رو آماده کنی ما افراد زیادی نداریم پس باید طوری بچینیم که جئون فکر کنه تعدامون خیلی زیاده و تسلیم بشه ...
سوها . بله ..
چانگ هو . الان دقیقا چندتا سرباز داریم؟
سوها. ۳۵ تا قربان
چانگ هو . بازم خوبه ... ۵ نفر رو طوری اینجا مستقر میکنم که جئون فکر کنه ۵۰ نفر اینجاس ... باقی رو هم برای عملیات با خودمون میبریم....
سوها . شما مطمنید که اون اینجا رو پیدا میکنه ؟
چانگ هو . البته جئون باهوش تر از این حرفاس ... من قبلا دست کم گرفتنش اما این بار نوبته منه ... از طرفی من سوجین رو می شناسم میدونم با زور شکنجه ام که شده اعتراف میکنه برای همین از قصد اون رو جلو فرستادم ... مردک بدرد نخور ...
سوها . بله .. حق با شماست ... من میرم افراد رو آماده کنم قربان
چانگ هو. هوم ... بیا بریم ..( و رفتن بیرون
ا/ت . چشماشو باز کرد ... یعنی اینا همش کار چانگ هو بوده ... وایی جئون تو خیره باید بهش هشدار بدم ... اما چطور ؟ ( محکم دست و پاش رو تکون داد و سعی کرد خودش رو آزاد کنه اما همون لحظه چانگ هو و سوها در اتاق رو باز کردن و ا/ت با ترس بهشون خیره شد...
چانگ هو. پس تمام این مدت داشتی به حرف های ما گوش می دادی اره ؟ دارم برات دختره خیره سر فکر کردی میتونی منو گول بزنی ؟ ( اومد سمتش و ....
ادامه دارد.....
PART 56
ویو ا/ت
با سر درد شدیدی بیدار شدم همه بدنم گرفته بود میخواستم به بدنم کش و قوس بدم اما نمی شد چون علاوه بر درد به یه تخت بسته شده بودم ...
هیچ کس دور و برم نبود هیچ چیزی هم یادم نمیومد حتما اینم کار جئونه خدا بگم چی کارت کنه که حتی تو بیهوشی ام از دستت در امان نیستم ...
داشتم با خودم حرف میزدم که صدای کلید اومد که داره توی در می چرخه و سریع خودمو به بیهوشی زدم تا نفهمه من بهوش اومدم و بتونم یه راهی برای فرار پیدا کنم ....
چانگ هو و سوها وارد اتاق شدن ..
چانگ هو. اینکه هنوز بیهوشه .... یه آدم بیهوش زیاد نمیتونه بدرد بخوره..
ذهن ا/ت . این که صدای جئون نیست صدای چانگ هو عه بدبخت شدی ا/ت ...
سوها . به زودی بهوش میاد ... دکترای ما یه سرمی بهش زدن که حتما بهوش میاد ...
چانگ هو. میدونی که اون سرم یه نوع زهره و حتی اگه بهوش-هم بیاد زیاد شانس زنده موندن نداره ... البته مگه اینکه پاد زارش رو استفاده کنه ...
به هر حال جون این دختر ارزشی نداره ... مهم اینکه طُعنه خوبی برای جئون و باندش میشه ....
سوها . دقیقا .. مطمنم که میاد دنبال این دختر حتی اگه خودشم نیاد خواهرش قطعا میاد اون طُعمه بهتریه ...
چانگ هو. اهوم .... بیا بریم تا نقشه حمله به جئون رو بهت بدم ... فورا باید همه رو آماده کنی ما افراد زیادی نداریم پس باید طوری بچینیم که جئون فکر کنه تعدامون خیلی زیاده و تسلیم بشه ...
سوها . بله ..
چانگ هو . الان دقیقا چندتا سرباز داریم؟
سوها. ۳۵ تا قربان
چانگ هو . بازم خوبه ... ۵ نفر رو طوری اینجا مستقر میکنم که جئون فکر کنه ۵۰ نفر اینجاس ... باقی رو هم برای عملیات با خودمون میبریم....
سوها . شما مطمنید که اون اینجا رو پیدا میکنه ؟
چانگ هو . البته جئون باهوش تر از این حرفاس ... من قبلا دست کم گرفتنش اما این بار نوبته منه ... از طرفی من سوجین رو می شناسم میدونم با زور شکنجه ام که شده اعتراف میکنه برای همین از قصد اون رو جلو فرستادم ... مردک بدرد نخور ...
سوها . بله .. حق با شماست ... من میرم افراد رو آماده کنم قربان
چانگ هو. هوم ... بیا بریم ..( و رفتن بیرون
ا/ت . چشماشو باز کرد ... یعنی اینا همش کار چانگ هو بوده ... وایی جئون تو خیره باید بهش هشدار بدم ... اما چطور ؟ ( محکم دست و پاش رو تکون داد و سعی کرد خودش رو آزاد کنه اما همون لحظه چانگ هو و سوها در اتاق رو باز کردن و ا/ت با ترس بهشون خیره شد...
چانگ هو. پس تمام این مدت داشتی به حرف های ما گوش می دادی اره ؟ دارم برات دختره خیره سر فکر کردی میتونی منو گول بزنی ؟ ( اومد سمتش و ....
ادامه دارد.....
- ۴۲.۳k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط