صنما زلف پریشان تو را شانه منم

صنما زلف پریشان تو را شانه منم

همه شب مست و پریشان در میخانه منم

همه دانند در این شهر که دیوانه، منم

که منم شهره به شیدایی و بیداد گری

به خدا از من دیوانه، تو دیوانه تری

به خدا از من دیوانه، تو دیوانه تری
دیدگاه ها (۱۵)

باریامید خویشبه دلداری ام فرستدانی کهآرزوی تو تنهاست در دلم ...

عشق....صیدیسٖت که تیرت به خطا هم برود لذتش کنج دلتتا به ا...

ز کدام ره رسیدی؟ز کدام در گذشتی؟که ندیده دیده ناگه به درون ...

قند دلم آب می شودوقتی چنین شیدا و دلباختهسخن از عشق می گویی....

عشق دیروز

عاشقانه های شبنم

دلا آخر تو را دیوانه کردند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط