Our dark romance

Our dark romance
Part 17

ا/ت

از پارتی لذت میبردیم و خوراکی میخوردیم..انگار نه انگار وسط ماموریتیم بابا و ایلیان هم همش میگفتن بس کنیم ولی ما اهمیتی نمی‌دادیم و فقط میخوردیم بعد هم با اجازه ایلیان با کوک رقصیدیم که مارکوس صدامون زد

مارکوس: لطفا از این طرف
کوک:* یک اتاق با نور ریسه بنفش رفتیم که پر از کاناپه بود و وسطش یک میز پر از قلیان و سیگار های الکترونیکی بود..من و ا/ت رو یکی از مبل ها نشستیم و منتظر شدیم تک به تک بیان و بشینن و مارکوس شروع بکنه
چیکو: ماه دسامبر!..ماه خونین دنیای زیرزمینی!
مارکوس: آروم باش چیکو..بعضی ها نمیدونن چخبرع..خانوم ها و آقایان ما تصمیم گرفتیم در هفته های آینده یک مهمونی ترتیب بدیم..یک مهمونی خونین..برای دوست عزیزم ایلیان از ایرلند
کوک:چه جور مهمونی ای
مارکوس: یک مهمونی که جئون و اونو نابود کنم
ا/ت: چه جوری
مارکوس: تمامی مافیا ها و افراد دنیای زیرزمینی رو در مادرید جمع میکنم و با هم دیگه که متحد شدیم اونایی که با جئون متحده رو میکشیم!
ا/ت و کوک: *فاکک*
بابای کوک: *پشت هندزفری* خونسردی تون رو حفظ کنید*
مارکوس: من از شما میخوام که باهامون همراه باشید
کوک: با کمال میل!
دیدگاه ها (۰)

Our dark romance Part 19ا/تایلیان و بابا و جونگمین طبقه پای...

Our dark romance Part 13کوک: خیلی خب آروم باش دوست ندارم اشک...

Our dark romance Part 16*بعد جلسه*ب/ک: در باز شد و کوک و ا/ت...

Our dark romance Part 15*جلسه*ایلیان: چرا ا/ت نیومد.. آقای ج...

Our dark romance Part 17ا/تاز پارتی لذت میبردیم و خوراکی میخ...

Our dark romance Part ۹ا/تاز پارتی لذت میبردیم و خوراکی میخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط