در دلم بنشسته‌ای بیرون میا

در دلم بنشسته‌ای بیرون میا
نی برون آی از دلم در خون میا

چون ز دل بیرون نمی‌آیی دمی
هر زمان در دیده دیگرگون میا

چون کست یک ذره هرگز پی نبرد
تو به یک یک ذره بوقلمون میا

غصه‌ای باشد که چون تو گوهری
آید از دریا برون بیرون میا

سرنگون غواص خود پیش آیدت
تو ز فقر بحر در هامون میا

گر پدید آیی دو عالم گم شود
بیش از این ای لولو مکنون میا

نی برون آی و دو عالم محو کن
گو برون از تو کسی اکنون، میا

چون تو پیدا می‌شوی گم می‌شوم
لطف کن وز وسع من افزون میا

چون به یک مویت ندارم دست رس
دست بر نه برتر از گردون میا

چون ز هشیاری به جان آمد دلم
بی‌شرابی پیش این مجنون میا

بدرهٔ موزون شعرت ای فرید
بستهٔ این بدرهٔ موزون میا


دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

I can be myself with himPart⁹¹نمیدونم چقدر وقت گذشته بود..کل...

🎀❤️ پارت 22 — ویو تهیونگ❤️🎀تا اومدم حرفم رو بزنم، چشمم افتاد...

در دلم بنشسته‌ای بیرون میانی برون آی از دلم در خون میاچون ز ...

می‌‏‌آیی و تمام زمین است مال توخورشید، ذره‌‏‌‌ای است ز شرح ج...

دلم از وحشت تنهایی شبها خون استغمم از حسرت آن چهره روز افزون...

شبی از روی دلداری اگر دیدار بنمایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط