نگاهم برای تو

نگاهم برای تو
فقط بگذار غمش را جدا کنم...
نمیدانم چیزی هم تهش میماند یا نه.
دوریت سخت تنهایم کرده.
چشم انتظار آمدنت هستم.
به تمام راه ها که به کلبه ی حقیرانه ام ختم میشوند خیره ام.
زودتر بیا.
دیگر چیزی از نگاهم باقی نمانده.
دیدگاه ها (۱)

دنیــــــا ارزش هیـــــــــچی رو نـــداره !تنهــــا زمـــــا...

خیــلـــے بده ...دلــت هـــوای روزهـایے رو بــکـنہ کہ میــدو...

در این هیاهــــــــــــــــوی خلقکه پُتک بر آرامش ات میزنـــ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هفدهــم شاید در زند...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

پارت ۵۳:تقاص خوشحالی(سولار)شکه بودم. نمیدونستم چی باید بگم. ...

★彡   Part 57 彡★ لباسم رو با یه تیشرت ساده عوض کردم و به سمت ...

قسمت ۷

پشت لبخند جیمینپارت سومپنج دقیقه بعد، بالاخره تونستم برنامه‌...

پشت لبخند جیمین پارت پنجمروز بعد، برخلاف چیزی که انتظار داشت...

خانوم مدیرعاملپارت چهارم | از فردانِلا با قدم‌های تند از اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط