آیا نفرت ماندگار خواهد بود

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟
پارت ۷۰

(ویو نیلسو )=ویلای خیلی زیبایی بود.....
نزدیک ساحل بود و فاصله ی کمی تا ساحل داشت....
طوری که مشخص بود کل خانواده قرار بود توی همین
ویلا بمونن.....
میخواستم وارد سالن شم که یهو زیر پام خالی شد و جیِغی کشیدم:
_"میبرمت بالا استراحت کنی دست به چیزی زدی من میدونم با تو......شب با عمه بزرگم اشنات میکنم الان فقط بخواب."
ای جونگ کوک زورگو عجب آدمی تو،.....
همه داشتن از این حرکت جونگ کوک می‌خندن که اون بدون یک اهمیت به سمت پله ها دوید.....
آروم وارد اتاق شدیم.....
در قفل کرد که چشمامو گرد کردم:
+"چرا درو قفل کردی؟."
تیشرت شو در اورد و از چمدون پیراهنی برداشت....
_"خوانواده ی بسیار فضولی دارم...ممکنه بیان تو اتاق."
با طعنه گفت و از لحنش خندم گرفت..
وسطای خندیدن دلم میپیچید و موج درد اصلیم شروع شد.....
اخمی کردمو روی تخت دراز کشیدم....
جونگ کوک متوجه این شد.....
آمد نزدیک و روی تخت نشست با غر گفت:
_"به مسکن عادت کردی.....نمیتونه دردتو درمان کنه."
و اینبار شدت موج بیشتر بود که یهو زدم زیر گریه...
جونگ کوک آروم منو به سمت خودش کشید و سرمو روی سینش گذاشت....
آروم دستاش دور کمرم حلقه کرد و یکی از دست هاشو روی موهام حرکت داد......
بغلش گرم...و امن بود...حس عجیبی بهم میداد..‌.
روی سرم بوسه ای کاشت:
_"آروم دراز بکش.....دلتو ماساژ میدم."
حوصله مخالف یا مقاومت کردن نداشتم سرمو تکون دادم و آروم آروم با آخ آخ دراز کشیدم....
لباسمو کمی بالا داد و آروم دستاشو نزدیک کرد..
شروع کرد به ماساژ دادن دلم.‌...
منم چشمامو بستم و دستم روی مچ دستش گذاشتم...
دل دردم کمی آروم تر شد و نفسم منظم تر.....
جونگ کوک کمی سرشو نزدیک آورد و بوسه ای روی گونه ام زد....
از شدت خجالت سرمو بردم پایین و مطمئنم رنگ لبو شدم....
صدای در اومد و جونگ کوک قفل در باز کرد.....

شرط = ۳۰۰ لایک،۱۰۰ بازنشر
دیدگاه ها (۲۱)

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۷۱(ویو نیلسو)=جونگ کوک در با...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۷۲(ویو جونگ کوک )= از اتاق ب...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۶۹(ویو جونگ کوک )= با صدای آ...

ایانفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۶۸(ویو نیلسو)=لباس راحتی رو ا...

"سرنوشت "فصل ۲ p,24...رفتم به سمت کمد رخت خواب ها رفتم .. ۴ ...

خانواده ی جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط