مستی چشمت مرا اول کمی عیاش کرد

مستی چشمت مرا اول کمی عیاش کرد
رفته رفته از اراذل بعد از آن اوباش کرد
هیچ میدانی که چشمانت چه با من می کنند
آنچه با درد ِ مفاصل شیره‌ی خشخاش کرد .
دیدگاه ها (۱)

(◠‿◕) 👈... ‍‍مستی چشمت مـرا اول کمی عیاش کردرفته رفته شد ارا...

عشق آن است که خیابان به خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سرِ ی...

عاشقانه های شبنم

https://wisgoon.com/toniiiii شهریوری ها زلالند و اهلِ کینه و...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

این موضوع، وزنِ سنگینی را به تنهایی بر دوشِ هر پنج نفر اضافه...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت دوم: تلاقیِ نگاه‌های سرنوشت‌...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط