رفته بودم مجلس عقد یکی از رفقام

رفته بودم مجلس عقد یکی از رفقام ،
خانواده ی داماد میگفتن :
نون و پنیر آوردیم ؛ دخترتونو بردیم …!
خانواده ی عروس با خوشحالی میگفتن :
نون و پنیر ارزونی تون ؛ ترشی چپوندیم بهتون......
دیدگاه ها (۵)

☆☆با تمام مداد رنگی های دنیا☆☆☆☆به هر زبانی که بدانی یا ندان...

..

یکی اومده میگه دمتون گرم اون موقع که شما پست میزارید سگ هم ب...

..

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟒𝟏الان دیگه کم کم کوک میومد و مجبور بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط