به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد، اما هر وقت تنم

به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد، اما هر وقت تنم به جماعت بینا خورد گفتند:مگر كوري؟!
روزگارت بی نیاز باد ازاین جماعت بینا...
دیدگاه ها (۲)

میخواستم به دوستم اس بدم، اشتبا فرستادم یارو بهم اس داده :بی...

یه ماهه که بودم... نه واقعا توقع داری من یه ماهگیمو یادم مون...

دلم
نه عشق ميخواهد،
نه دروغهاي قشنگ،
نه ادعاهاي بزرگ
و نه بز...

دستانت رادورگردنم حلقه کن
این دوست داشتنی ترین شالگردن شبهای...

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

the first lie

ادامه پارت ۴۳

صدای مهیب p9

برده عمارت جئون

🌿 قسمت چهارم       روزهایی که هیچ‌کس از آن‌ها               ...

#چند_روایت🔸چند روایت از فرمانده‌ای که بعد از شهادت هم؛ گمنام...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

🔘 داستان کوتاهدر چمنزاری خرها و زنبورها در کنار هم زندگی می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط