عشق حسود من
عشق حسود من
⁹
( ویو فردا صبح )
با درد از خواب بیدار شدم
یه نگاه به خودم کردم دیدم هیچی تنم نی یهو یا د دیشب افتادم کوک رو دیدم که دستاش رو دور کمرم حلقه کرده و آروم خوابیده
اومدم بلند شم
کوک : کجا میری؟
ا.ت : وای ترسیدم میخام برم حموم
کوک : درد داری؟
ا.ت : به لطف شما از جامم نمیتونم پاشم
کوک : بزار کمکت کنم پاشی
اومد بغلم کرد و کمکم کرد برم تو وان بخوابم وای جدی درد داشتم آب گرم رو باز کردم
..........................
از حموم اومدم بیرون و لباس بیرونم رو پوشیدم ( عکسش رو میزارم ) موهام رو خشک کردم و رفتم پایین
کوک : کجا میری؟ مگه درد نداری؟
ا.ت : آره ولی کارام عقب میفته جیمین هم امروز مزون نیست [ همکار ا.ت ]
کوک : میخای بیام کمکت
ا.ت : نه عزیزم حالم خوبه فعلا
کوک : فعلا
⁹
( ویو فردا صبح )
با درد از خواب بیدار شدم
یه نگاه به خودم کردم دیدم هیچی تنم نی یهو یا د دیشب افتادم کوک رو دیدم که دستاش رو دور کمرم حلقه کرده و آروم خوابیده
اومدم بلند شم
کوک : کجا میری؟
ا.ت : وای ترسیدم میخام برم حموم
کوک : درد داری؟
ا.ت : به لطف شما از جامم نمیتونم پاشم
کوک : بزار کمکت کنم پاشی
اومد بغلم کرد و کمکم کرد برم تو وان بخوابم وای جدی درد داشتم آب گرم رو باز کردم
..........................
از حموم اومدم بیرون و لباس بیرونم رو پوشیدم ( عکسش رو میزارم ) موهام رو خشک کردم و رفتم پایین
کوک : کجا میری؟ مگه درد نداری؟
ا.ت : آره ولی کارام عقب میفته جیمین هم امروز مزون نیست [ همکار ا.ت ]
کوک : میخای بیام کمکت
ا.ت : نه عزیزم حالم خوبه فعلا
کوک : فعلا
- ۶.۸k
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط