#مافیا_عاشق

#مافیا_عاشق
پارت 18🍷

+کارات خوب پیش میره؟
_ارع، ببینم تو ناراحتی
+نه
_چرا هستی چیزی شده
+خب.... نه
_بگو ات صبر منو امتحان نکن
+خب ببین تو که صبح میری باند شب ساعت ۹ شب میای منم خسته میشم از بس تو خونم
_اخی عروسکم خسته میشه
+ارع خب منم میخام برم کار کنم
_کار بیکار تو دیگه کار نمیکنی بعدشم اگه بزارم بی بیرون من شاید دشمن نداشته باشم ولی یه نفر بیاد تورو خدایی نکرده ازم بگیره من دق میکنم عشقم
+میدونم ته میدونم دق میکنی ولی خودت که گفتی دشمن نداری
_شاید نداشته باشم
+یعنی چی شاید
_خب من مافیام ات هر مافیایی یه دشمن یا بیشتر داره و اونا کله زندگیه اون رو میدونن الان شاید بدونن که تو و یونا اینجایید و حمله کنن ولی من از بزرگترین بادیگاردا هارو اینجا گذاشتم یعنی بیشترین بادیگاردا دوره اعمارت منن
+اوکی گرفتم
_افرین توعم ناراحت نباش وگرنه...
+باشه
_افرین
_بریم بیرون حالا، راستی تو اتاق کار من چیکار داشتی
+هیچی اومده بودم کتاب بردارم
_حالا چه کتابی گرفتی
+رومئو و ژولیت تازه دیدم عکسمونم اینجاست
_اها اون که ارع
+بریم
_بریم

(ات رفت تو پذیرایی و ته رفت تو اتاق تا لباساشو عوض کنه و الان اومد)

_خب چطورید دوستان
ات و یونا با هم: خیلی بد
&چرا
~خب عشقم ما تو خونه تنها بمونیم که چی بشه چیکار کنیم
+راست میگه
_خب ببینید ما دشمن زیاد نداریم ولی شما خیلی مهمید اگه یه نفر شمارو بدزده ما چیکار کنیم
+خب عشقم نمیشه که ما همیشه تو خونه بمونیم ما برای چی نباید بریم خونه ی خودمون
_چون الان شما خونتونید
+ته من اینجا رو نمیگم

#جیم_ا‌ت
دیدگاه ها (۰)

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

پارت⁸:))

......//برده ی زیبا//.....

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

پارت۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط