چند وقت پیش داشتم مسواک میزدم.مامانم یهو گفت : هییعععع. ت

چند وقت پیش داشتم مسواک میزدم.مامانم یهو گفت : هییعععع. تاحالا از این مسواک استفاده میکردی؟
منم با ترس و چندش گفتم :آره چطور؟نگو که توام از این استفاده کردی...
مامانم خیلی ریلکس: نه بابا.فقط با این روشویی رو میشستم
مامانه من دارم؟ اوه بالا میارم الان
دیدگاه ها (۲)

بزارید بهتون توضیح بدم چی شد که پیچم به فنا رفت تا حالا ببین...

رقص مرگ و عشقp²"ویو ۲ هفته بعد"دو هفته از اون اتفاق میگذره و...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 210♡⁠。⁠)فقط صدا...

____[The Forbidden Crossing]____

آپدیت اینستاگرام بنگتن با پشت‌صحنه دیدار فوتبالیست هیونگ‌مین...

فیک انتقام یا عشق

چند پارتی (درخواستی)

پآرت⁷یونگی اومد تو اشپزخونه*نواهم درحال شستن ظرف*یونگی: چی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط