من او را یک جور دیگر دوست داشتم جوری که به خودم مربوط بود

من او را یک جور دیگر دوست داشتم جوری که به خودم مربوط بود.
من از آن زن ها بودم که عاشق چیدن میز صبحانه ، اتو کردن پیراهنش و گوشزد کردن به تمیز نگه داشتن تی شرت آبی یقه ایستاده ی محبوبم که با هم در تابستان سال پیش خریده بودیم، بودم. من از آن زن ها بودم که بوی سیگار آزارش می داد و ترجیح می داد معشوقش به بغلش اعتیاد داشته باشد. از آن زنها که بعد از ظهر کیک شکلاتی می پخت و شب را در آشپزخانه با او در پختن غذای محبوبش با طعم پنیرو قارچ و فلفل دلمه، عشق بازی میکرد. من از آن زن ها بودم که زیبایی برایش مهم بود تکراری نبودن پوشیدن لباس های گلدار.
من از آن زن ها بودم که او تب می کرد و تا صبح نمی خوابیدم ، سفر می رفت و تا به مقصد نمی رسید نمی خوابیدم. من از آن ها زن ها بودم که قهر می کرد که می جنگید برای سلامتی او برای موفقیتش.
من او را یک جور دیگر دوست داشتم .
دیدگاه ها (۸)

خب داستان زندگی خودمو براتون میگم پس خوب گوش کنین داستان از ...

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

قسمت ۸(بخش دو)

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت یازدهم | انتخاب منزن هنوز جلوی در ایستاد...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

دلم می‌خواست برگردم به همان عصر تابستانی که داشتم توی حیاط و...

داستان عاشقانه جدید

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

تاجی در دو جهان Une couronne dans deux mondes

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط