مثل باران ، تند میبارم نمی آیی چرا؟

مثل باران ، تند میبارم نمی آیی چرا؟
خسته ام از درد ، از آهنگ های بیکلام
خسته از آهنگ گیتارم نمی آیی چرا
غرق در کابوس میمانم مجال خواب نیست..
من چرا تا صبح بیدارم؟ نمی آیی چرا؟
رفته ای! با خاطراتت اشک میریزم هنوز
باز غم در سینه میکارم نمی آیی چرا؟
ای دوای درد قلبم، خسته ام از زندگی
بی تو در بستر گرفتارم نمی آیی چرا
نسخه ای پیچیده دکتر بوسه بر لبهای عشق
آه، محتاج پرستارم نمی آیی چرا
هیچ کس من را پرستاری به جز روی تو نیست
از تب این عشق، بیمارم نمی ایی چرا
دیدگاه ها (۱)

می دانم…تو دست نیافتنی ترین معشوق زمین باش!حتی دور از دستانِ...

مهربانـــم !شرمنــده امکــه هیچ وقت، مهربانــی هایت را منتشـ...

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه ی صبرم از این دیر آمدن ...

« You left too soon »Part 1نور طلایی غروب از پنجره بزرگ سالن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط