به شهر عشق نمی رم بی تو هرگز

به شهر عشق نمی رم بی تو هرگز
نشم عاشق نمی رم بی تو هرگز

غروب بی کسی ها مونسم شد
ببین بی تو چه پیرم ، بی تو هر گز

نیای روزی که رو لب باشه آهی
نه عشق باشه نه از من یه نگاهی

نیای روزی ببینی از غم تو
نمونده بر سرم موی سیاهی ، موی سیاهی

میدونم که تو عاشق پرستی
به رو من چرا درها رو بستی

نمیگیری سراغی از دل من
چرا کوه امیدم رو شکستی

نه یه لبخند ، نه حرفی تازه دارم
تو رفتی ، جز خدا چیزی ندارم

نیاد روزی ببینم بی قرارم
به راهی پر ز غم عزم دیارم
طرز تهیه:بی تو هرگز
دیدگاه ها (۲)

پارت ۲ ویو ا.ت امروز هم مثل روزهای دیگه شروع شده بود ولی فقط...

چند پارتیپارت۵جونگکوک صندلی را برایِ او عقب کشید. وقتی نشستن...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

عاشق part³کوک سوار ماشین شد که ات گفت :• کوکی ازت ممنونم- پر...

فصل دومپارت پانزدم | قولی برای دو سالروز رفتن نزدیک شده بود....

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 54 "" فلش بک | دو سال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط