مرد اگر بودم ،

مرد اگر بودم ،
نبودنت را غروب هایِ زمستان
در قهوه خانه هایِ دوری
سیگار میکشدم ،
نبودنت دود میشد ...
و مینشست رویِ بخارِ شیشه هایِ قهوه خانه
بعد تکیه میدادم به صندلی
چشم هایم را می بستم
و انگشتانم را
دورِ استکانِ کمر باریکِ چایِ داغ
حلقه میکردم
تا بیشتر ازیادم بروی !!

نامرد اگر بودم
نبودنت را
تا حالا باید
فراموش کرده باشم .........
مرد نیستم
نامرد هم نیستم
زنم
و نبودنت
پیرهنم شده ..!!!
دیدگاه ها (۱)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

Custom bride part : 5

professor Riddle,p58

مرد اگر بودمنبودنت را غروب های زمستاندر قهوه خانه ی دوری سیگ...

مرد اگر بودم،نبودنت را غروب‌هایِ زمستاندر قهوه‌خانه‌هایِ دور...

مرد اگر بودمنبودنت را غروب های زمستاندر قهوه خانه ی دوریسیگا...

مرد اگر بودمنبودنــت را غروب های زمستاندر قهوه خانه ی دوری س...

مرد اگر بودم ....مرد اگر بودمنبودنت را غروب های زمستاندر قهو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط