چشمایش!

چشمایش!
دیدگاه ها (۱)

من‌داستانم‌بجای‌به‌نام‌خدا‌با‌بنام‌چشمایش‌شروع‌کردم:>

چشمهایش پر از تماشاست ببینید خواب چگونه به چشمایش حمله ور شد...

چـــشــمــایــــش رابـــه ســـوے راهـــ مــــن بــســت رفـــ...

سیم سیمه دار

ای کاش چشمایش زیر نویس داشت 🦋♥️🥺 💛 سَــمــفــونــی یاسین 💛#د...

Her whole body was crying,but not her eyes...تمام وجودش گریه...

مرد پاکستانی که شغلش چای فروشی بودودر مجازی به خاطر چشمایش م...

هرچه بنویسم کسی درک نمیکند .........که چه حالی دارد ...........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط