یاد اون زمان ب خیر که کل سال رو میگذروندیم تا عید بشه بری

یاد اون زمان ب خیر که کل سال رو میگذروندیم تا عید بشه بریم مسافرت :-)
بعد عید رو میگذروندیم برسیم به تابستون بریم مسافرت :-)
یاد اون دور هم جمع شدن ها ب خیر
یاد اون زمان که اینقدر شلوغ میشد نمیفهمیدی کی کجا خوابیده و کی کجاست :-)
یاد دور هم جمع شدن سر صفره هایی که همه دورش جمع میشدن ب خیر
اون زمانی که هنوز بزرگ نشده بودیم و همه هم سن هم بودیم
یاد اون زمان ب خیر که دیگه تکرار نمیشه
هیچوقت
هیچوقت
هیچوقت
دیدگاه ها (۸)

شب تولدم فصل 3پارت 3ات: چیکار میکنی تو گوشیت؟ جونگ کوک: هیچی...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:9ویو لارا [شب | ساعت ۱۲🌑]کم ک...

Love you پارت دهم-ارع بد شد بود -چییی چرا ظلع زدی بهم&چقد خو...

رمان باد و ماه (پارت سه)کامیتا:چیی همه هاشیرا هستن اما بع جر...

چند پارتی کوک پارت ⁵ازش خوشش میومد همکاری کرد ...همینطوری کو...

پارت ۱۰سولا گفت باشه باشه برو ما هم تا اون موقع وسایل ها رو ...

KIM V

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط