وقتی از پرورشگاه اوردتت

وقتی از پرورشگاه اوردتت
پارت ۳

تنها چیزی ک یادم بود این بود ک با گذاشتن سرم روی شونش خابم برد

صبح با نرمیه چیزی روی لبام بلند شدم
خودشه درست فکر میکردم.او داشت منو می بوسید خیلی آروم انجام میداد
نمیدونم چرا ولی هیچ کاری انجام ندادم انگار برام عادی بود یا بیشتر انتظار این رو داشتم ؟!
با دستم هولش دادم فایده ای نداشت
دید دارم وول میخورم خودش دست کشید
_ بیدار شدی پرنسس. ؟
+ اوهم
ببخشید
_ هیچ سوالی نپرس
آماده شو میریم کره
اون لباسو بپوش خوشگل کن کلی خبر نگار اونجا هست
+ باشه
_ آفرین

بلند شدم رفتم حموم و آمدم بیرون موهام رو خوشم کردم و بعد سشوار کشیدم
لباسم رو بر کردم
چقدر خوشگل بود
نشستم روی صندلی میز آرایشی
کمی ب خودم رسیدم
در زدن
+ بله
در باز شد
_ آماده ای ؟
+ ارع
_ پس بلند شو
+ ی دقیقه وایس
_ چرا
+ عطر کجاس
_ توی کشو

کشوی میز رو باز کردم
عطر رو برداشتم زدم
آمدم کنار کوک وایسادم با اینکه نسبتا قد من بلند بود بازم
کوک خیلی بلند تر بود
دستش رو دور کمرم حلقه کرد
همراه با هم سوار ماشین شدیم
و حرکت کردیم سمن فرودگاه
هنوز نمیدونم این مرد کیه
چ کارست من اینجا چکار میکنم
اسم کامل این مرد چیه؟
اون کار صبحش
هزاران سوال توی ذهنم بود
بالاخره رسیدیم فرودگاه پیاده شدیم
کلی خبر نگار اونجا بودن
یکیشون پرسید
이 사람이 당신의 연인인가요?
( آیا این همون معشوقعه ی شما هستن)
예 _
( بله)
معنی حرفاشون رو نمی‌فهمیدم دارن با چ زبونی حرف میزنن
دستم رو محکم گرفت و رفتیم سوار چت شخصیه این آقا یا بهتره بگم کوک شدیم

کپی ممنوع
لایک بالای ۲۰ تا باشع تا پست بعد اپ شه
بچه ها
پارت سه فق از ده تا پارت قبلی حذف شده بود الان گذاشتم بقیش دیگه ب ترتیب میره
دیدگاه ها (۲)

وقتی از پرورشگاه آورده بودتپارت ۱۱ویو کلاراخیلی سردرد داشتم ...

وقتی از پرورشگاه آورده بودتپارت ۱۲با صدای دکتر از خاب بلند ش...

وقتی از پرورشگاه آورده بودت پارت ۱۰_ وگرنه میکشمتون پس حواست...

وقتی از پرورشگاه آورده بودتپارت ۹+ کوککک_ جانم چی شده؟+حساس ...

پارت ۵ فیک عشق مافیا که یهو ات و کوک به هم خوردم و ات داشت م...

part27 عشق پنهان《ویو ات》جونگ کوک هم اومد و باهم صبحونه خوردی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط