هرچقدر دوستاش بهش اصرار کردند نمیکشید

هرچقدر دوستاش بهش اصرار کردند نمیکشید!
از سیگار متنفر بود...
معتقد بود سیگار ماله افراده عقده ایه!
4سال بعد در آینه به اونگاه کردم تو دستش سیگار بود
از سردیه نگاهش اینه ترک خورد!
او منه سابق نبود
سرش را پایین انداخت بود شک داشت این همان دختر 4 ساله قبل است!
دختری که از سیگار تنفر داشت؟!:)
دیدگاه ها (۳)

-اینْ ک ِبِرۍ-تؤ حَموٓمـ گِریہ کُنۍُ👀 💧 -بَعد قِرمِزۍچِشآتُ-...

اونایی که تو بدترین شرایطخودشون خودشونو آروم میکنن جزء خطرنا...

زندگی قصه نیست که پایان خوشی داشته باشه...

دنیا پر از قاتل شده استپر از آدمهایی که هر روزیک نفریک خاطره...

رمان جدید مافیای گل سرخ

شوگا دستش را به سمت کلاهش برد و آرام آن را روی سرش کشید.نگاه...

p34یک ساعت کامل بود که کوک بی‌هدف توی شهر می‌چرخید.نه مقصدی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط