مهمونی خطرناک

مهمونی خطرناک
پارت=17

ویو ات

جونگ کوک خیلی عصبی بود...خیلی
فقط امیدوارم زنده بمونم

نگاه عصبیش رو به من داد و آروم ترین حالت ممکن گفت:
و شما خانم جئون....
قبل از اینکه ادامه حرفشو بگه..گفتم:
جونگ کوک لطفا بزار توضیح بدم

دوباره با همون لحن آروم و ریلکس گفت:
چبو میخوای توضیح بدی
اینکه بعد از گذشت این همه سال هنوز اون پسر رو فراموش نکردی

یا الان که تقریبا خیانت کردی و پسر خالت رو بوسیدی؟

از لحن آرومش بیشتر میترسیدمم..این آرامش قبل از توفان بود

سرم و بالا آوردم و تو چشماش نگاه کردم و لب زدم:
اول اینکه اگه هنوز اون پسر رو دوست داشتم الان اینجا با تو نبودم

بعدشمم من خیانت نکردم...وقتی تو رفتی ته هو بگم گفت که از بچگی دوستم داشته و جرعت گفتن نداشته که یه دفعه به سمتم اومد منو بوسید
من تقصیری نداشتمم

هنوز هم با همون نگاه آروم و البته کمی سرد نگاهم میکرد و چیزی نمیگفت

با کلافگی گفتم:
جونگ کوک باور کن من بی تقصیر بودمممم
چرا باور نمیکنی؟؟

اخرش رو یکم بلند گفتم

یه قدم جلو اوند و تو صورتم گفت:
حتی اگه باور کنم تنبیه شما سرجاش هست خانم جئون

نزدیک تر شد
اونقدر نزدیک که نفس های داغش رو روی صورتم حس میکردم

بعد با جدیت بیشتر ادامه داد:
گفتی اسم پسره چی بود؟!
آهاا ایان....جئون ایان

یعنی واقعا انتظار داری باور کنم اون پسر رو فراموش کردی؟

نفسمو کلافه بیرون دادم و گفتم:
جونگ کوک من تورو دوست دارمم
اگه نداشتم که باهات وارد رابطه نمیشدمم

بازم بهم نزدیک تر شد
تقریبا دیکه فاصله ای وجود نداشت

با لحن آرومی لب زد:
ولی من اون پسر رو میسناسم

یعنی چی؟
امکان نداره!
چطوری؟؟
چرا؟
مگه میشه؟؟

دیگه واقعا دارم رد میدم
همه چیز خیلی پیچیده شده

سرم رو بالا آوردم و با ناباوری به جونگ کوک نگاه کردم و گفتم:
منظورت چیه؟

در همون حالت سرش و کج کرد و گفت:
اونش مهم نیست ولی احساس میکنم یه نفر اینجا نیاز به تنبیه داره

و قبل از اینکه بتونم مخالفت کنم لباشو رو روی لبام گذاشت

ادامه دارد.....

امیدوارم خوشتون بیاد....بای بای🫠✨️
دیدگاه ها (۸)

مهمونی خطرناک پارت=18ویو ات:جونگ کوک خیلی ریلکس لبامو میبوسی...

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

مهمونی خطرناکپارت=16ویو جونگ کوک:راستش اصلا حس خوبی به ته هو...

مهمونی خطرناکپارت=15ویو ات:به جونگ کوک گفتم لباسشو عوض کنه و...

پارت پنجاه‌وپنجم | پایان ایانجئون جونگ‌کوکصدای شلیک هنوز توی...

لبخند قاتلپارت²³ویو سلینتمام بدنم می‌لرزید.نفس کشیدن برام سخ...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

انتقام سخت Part: 3جونگ کوک: جونگ اون خوابید بیا ات: باشه سری...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣24🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)_ بیا بگیر بخورش کمک م...

پارت پنجاه‌ودوم | «بهش دست نزن»جئون جونگ‌کوکمردی که لارا رو ...

You are paying back karma پارت³⁶«⁴ ماه بعد»همیشه همه چیز اون...

مهمونی خطرناک پارت=8ادامه ویو جونگ کوک:نگاه ریزی بهم انداخت ...

پارت ۱۷: سایه‌ی آرامشسکوت سنگینی بر سالن حاکم بود. تهیونگ از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط