پارت ۱۷: سایه‌ی آرامش

پارت ۱۷: سایه‌ی آرامش
سکوت سنگینی بر سالن حاکم بود. تهیونگ از شدت خستگی روزهای اخیر، توانش رو کاملاً از دست داده بود. بدون اینکه فکر کنه یا منتظر واکنشی باشه، سر سنگینش رو مایل کرد و آروم روی شونه‌ی جونگ‌کوک گذاشت.

جونگ‌کوک لحظه‌ای جابه‌جا شد؛ انتظار این حرکت رو نداشت. اما عقب نکشید و برخورد تندی هم نکرد. بدنش رو ثابت نگه داشت تا تهیونگ راحت‌تر تکیه بده.

در همون لحظه، در سالن آروم باز شد و اون‌جین، خواهر ۱۲ ساله‌ی تهیونگ، وارد شد. اون‌جین که دنبال برادرش می‌گشت، با دیدن تهیونگ که اون‌طور به جونگ‌کوک تکیه داده بود، شوکه شد و جا خورد.

«تهیونگ؟…» صدای ظریف و متعجب اون‌جین سکوت سالن رو شکست.

قبل از اینکه اون‌جین بتونه جلوتر بیاد یا حرف دیگه‌ای بزنه، نگاه سرد و محافظت‌کننده‌ی جونگ‌کوک روی چهره‌ی اون‌جین قفل شد. جونگ‌کوک با لحنی جدّی، محکم و سرد گفت:

«نمی‌بینی خوابش برده؟ برو بیرون.»اون‌جین با دیدن جذبه و برخورد سرد جونگ‌کوک، کمی ترسید. نگاه نگرانش رو یک بار دیگه به برادرش انداخت، قدمی عقب کشید و آروم در رو بست تا تهیونگ بیدار نشه.

سکوت دوباره به سالن برگشت و جونگ‌کوک همون‌طور بی‌حرکت ماند تا آرامش تهیونگ بهم نخوره.
[پایان پارت ۱۷]
دیدگاه ها (۰)

ادامه پارت ۱۶

ادامه پارت ۱۶

پارت ۶۳

افسانه ی خون و گل قسمت ۱۵: انفجارِ نهایی اون لحظه، تمامِ دنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط