بی تو شهرم قفس است ای همه آزادی من

بی تو شهرم قفس است ای همه آزادی من

غم مرا همنفس است ای تو همه شادی من

بی تو آوارم و در خویش فرو ریخته ام

ای همه سقف و ستون و همه آبادی من...

#حسین_منزوی
دیدگاه ها (۳)

فراتر از خویش

وقت است که از چهره ی خود پرده گشایی«تا با تو بگویم غم شب های...

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

جاده بی راهه

عاشقانه های شبنم

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

بیا با همـ حرفـ های نارنجی بزنیمـ مثلا رازهایتــ را بگو انگا...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

هر کس ذره ای از دنیای مولانا را زندگی کنه، عاشقِ مولانای عاش...

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط