#لحضه_عاشقی.                                    پارت 33

#لحضه_عاشقی.                                    پارت 33

اسیع :داشتم یه این فکر میکردم که حرفایی که دیشب دروک بهم گفت راسته یعنی دروک دوسم داره

دروک:اسیه؟؟ اسیع ؟ الو

اسیع :ب..بله

دروک:زود صبحونتو بخو بریم دیرمون شده

اسیع :خوردن بریم

دروک :باشه بریم
رفتیم تو کلاس نشستیم که یهو ...
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴ زنگ خورد داشتم وسایل رو مرتب میکردم و داخل کیفم میزاش...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 19نویسنده:«اونا شروع کردن به...

Cruel Love.پارت اول ویو آنجلینا.خیلی ذوق داشتم واسه اومدنشون...

فیک تهیونگ

Part ²⁸ ویو لیلی ساعت 8 شب همینجوری نشسته بودم و به نیم...

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹⁰ویو سومیاوچشمام گرد شده بود تعجب کرد...

پارت ۳۹

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۱اصلا فکرشم نمیکردم که ک...

پارت ۵وییوی وونهو:شکه شدم از کارش به صورتش که نگاه کردم تو چ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره.و...p22 ویو ات وقتی ماجرا رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط