‌دوش در حـلقه مـا قـصـه گیسـوی تــو بـود

‌دوش در حـلقه مـا قـصـه گیسـوی تــو بـود

تا دل شـب سـخن از سلسله مـوی تــو بـود!

دل که از ناوک مـژگان تــو در خـون می‌ گشـت

باز مشـتاق کمـانخـانه ابـروی تــو بـود

#حافظ
♥ ️🍃
‌
دیدگاه ها (۵)

فراتر از خویش

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۸

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط