✍️ #شعرخوانی طنز آقای #ناصر_فیض با ابیاتی از حافظ در محضر
✍️ #شعرخوانی طنز آقای #ناصر_فیض با ابیاتی از حافظ در محضر #رهبر_انقلاب #امام_خامنه_ای
❤️ جانم فدای خنده حضرت آقا
▫️کردم روانه هرچه پسر داشتم به شهر
باشد کزان میانه یکی کارگر شود
▫️داشتم دلقی و صد عیب مرا میپوشید
صد و یک عیب که شد دلق من از کار افتاد
▫️در مذهب ما باده حلال است ولیکن
در مذهب اسلام همین باده حرام است
▫️سالها دل طلب جامجم از ما میکرد
بیخبر بود که ما مشترک کیهانیم
▫️سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که آن را به نکویی نبرند
▫️تو را ز کنگرۀ عرش میزنند صفیر
چرا به کنگرۀ شعر میروی شاعر
▫️ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم
فقر و قناعت آبروی ما رو میبره
▫️گر زمسجد به خرابات شدم خرده مگیر
در خرابات کسی کفش ندزدد ز کسی
▫️به آب روشن مِی عارفی طهارت کرد
و رفته رفته به این کار زشت عادت کرد
🔹️آقای ناصر فیض؛ ۱۳۹۱/۰۵/۱۴
#شعر و #ادب_فارسی
#شعرخوانی
#طنز
❤️ جانم فدای خنده حضرت آقا
▫️کردم روانه هرچه پسر داشتم به شهر
باشد کزان میانه یکی کارگر شود
▫️داشتم دلقی و صد عیب مرا میپوشید
صد و یک عیب که شد دلق من از کار افتاد
▫️در مذهب ما باده حلال است ولیکن
در مذهب اسلام همین باده حرام است
▫️سالها دل طلب جامجم از ما میکرد
بیخبر بود که ما مشترک کیهانیم
▫️سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که آن را به نکویی نبرند
▫️تو را ز کنگرۀ عرش میزنند صفیر
چرا به کنگرۀ شعر میروی شاعر
▫️ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم
فقر و قناعت آبروی ما رو میبره
▫️گر زمسجد به خرابات شدم خرده مگیر
در خرابات کسی کفش ندزدد ز کسی
▫️به آب روشن مِی عارفی طهارت کرد
و رفته رفته به این کار زشت عادت کرد
🔹️آقای ناصر فیض؛ ۱۳۹۱/۰۵/۱۴
#شعر و #ادب_فارسی
#شعرخوانی
#طنز
- ۱.۶k
- ۲۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط