نرگسش چشم و لبش غنچه و خندان لب و مست

نرگسش چشم و لبش غنچه و خندان لب و مست

نازم آن دست که این دسته ی گل بست به هم!

#وصال_شیرازی
دیدگاه ها (۱)

خم زلف تو دام کفر و دین استز کارستان او یک شمه این استجمالت ...

با حسرت دیدار، چه شب ها که سحر شداین عمر من و توست که بیهوده...

در رهش از ما و دل بیگانه تر دانی که کیست؟ گریه بی حاصل ما ،آ...

عمر، پا بر دل من می‌نهد و می‌گذرد،خسته شد چشم من از این همه ...

چشم من چشم تورا دید ولی دیده نشد! من همانم که پسندید و پسندی...

تجربه‌ ی نگاهی زیباست، اما پس از آن، تویی که در باتلاق فرو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط