مکتب تعلیم عشاق آتش است،

مکتب تعلیم عشاق آتش است،
من شب و روز اندرون مکتبم،

روی خود بر رویِ زرد من بِنه،
دست نِه بر سینه‌ام کَاندر تب ام
دیدگاه ها (۱)

اگر سهم من از این همه ستاره،فقط سوسوی غریبی است،غمی نیست.همی...

تکان دهنده ترین دردقرن خواهد شد اگر کمی بنویسم چه کرده ای با...

رفتی، ولی کجا! که به دل جا گرفته ای!دل جای توست، اگر چه دل ا...

به نامِ شهریور…. “دست پاچه ترین فرزندِ سال”…. دست پاچه یِ بس...

زن برای دست دادن دست خود را دراز کرده و امام موسی صدردستش را...

به نامِ شهریور"دست‌پاچه فرزندِ سال"دست‌پاچه‌یِ بستنِ بارُ بن...

یک بابونهٔ کوچک،با پرهای سفید و قلب زرد،روی مچ تو نشسته.نه ف...

بعضی‌ها فکر می‌کنند وقتی زخمت زدند، قصه‌ات تمام شده؛ نمی‌دان...

«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه نگفتم، به ز...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

#باران 🦋🫰🏼«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه ن...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط