ܝ݆ߺܢܚܝ‌ ܫߊ‌ܢܚ݅ܦ

ܝ݆ߺܢܚܝ‌ ܫߊ‌ܢܚ݅ܦ
#boy in love
#ᴘᴀʀᴛ‌:𝟾
که به عقب کشیده شدم
_اینجا چیکار میکنی/عصبی/
+هااا من.. چیزه... دنبال .. دست شویی میگردم..
_ دست شویی‌ اون وره فضول
+ اهااا باشه
هوووف‌ بخیر گذشت
روانی تیمارستانی‌
_شنیدم
لبخند مسخره ای زدم و گفتم :
با خودم بودم
بعد رفتم
ای بابا چیکار کنم
رفتم‌ همون اتاقی که مال جونگ کوک بود

جونگ کوک پشت میز کارش نشسته بود و عینک زده بود واو چه خوشتیپ
که با صداش به خودم آمدم
گفت:
چیکار داری

گفتم:
حوصلم سر رفته
گفت:

به من چه

گفتم:
ترو خدا بیا بریم بیرون بخداا فرار نمیکنم

گفت:
نه کار دارم

گفتم:
لطفا

از رو صندلیش بلند شد آمد نزدیکم در گوشم گفت :

ببین بچه کاری نکن کار دست خودم و خودت بدم

یا ترس گفتم :
باشه ولی از این کارت پشیمون میشی

.
دیدگاه ها (۱)

و امااااا تهکوک

حمایت؟https://wisgoon.com/jiminshii

ܝ݆ߺܢܚܝ‌ ܫߊ‌ܢܚ݅ܦ #boy in love#ᴘᴀʀᴛ‌:𝟽سوار ماشین شدیم که بعد ا...

پرنسس کوچولو پارت ۲ویو لیسا:دیشب جنی بهم گفت که به یک مهمونی...

آنا:رسیدم دم در خونه که یکی دستمو گرفت دیدم جونگ کوکه جونگ ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط