(سخت گیر) پارت یازدهم
(سخت گیر) پارت یازدهم
ا.ت: چرا گفتی که اون بیاد
حداقل یه جا بذاشتی تنها باشیم
کوک: الان میشنوه
ا.ت:اخر نشسته نمیشنوه الان
مثل کوالا خوابه
کوک: چرا ازش حسودی میکنی
چون با من خیلی خوبه
ا.ت:نه
کوک: دروغ نگو قشنگم
ا.ت:دروغ نگفتم
کوک: ازت معلومه
سونیا: بچه ها
ا.ت: بله چیه میخوای برگردی
سونیا: نه خواستم بگم که کجا
میخوایم بریم
ا.ت:میریم تا به جایی برسیم تو
چیکار داری
کوک: ا.ت بسه
ا.ت: کوک یه لحظه وایسا حالم خوب
نیست
کوک:چی شد
ا.ت: حالم خوب نیست
کوک وایسا
کوک: وایسادم
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
رفتم بیرون بالا آوردم
کوک: خوبی عزیزم رنگت پریده
چیشد یکدفعه
ا.ت:نمیدونم
کوک:تا بریم بیمارستان
ا.ت: نه خوبم
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
سونیا
دیدم ا.ت حالش بد تصمیم گرفتم
کوک بکشونم به سمت خودم
از ماشین رفتم بیرون
/:ا.ت خوبی
و خودمو انداختم که پام پیچ خورده
/:اخخخ
کوک: چیشد
/:پام پیچ خورد
ا.ت:(تو دلش) معلومه داری دروغ
میدی
کوک:یه لحظه وایسا
کوک اومد بلندم کرد گذاشتم تو ماشین
کوک:ا.ت جونم تو خوبی
ا.ت:چرا رفتی کمکش
کوک: خب افتاده بود
ا.ت: من مهم ترم یا او
کوک: معلومه تو عزیزم
ا.ت: خب چرا رفتی کمکش
کوک: خب اونم افتاده بود
ا.ت: مهم نیست تا بریم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو راه:
کوک: الان چیکار کنم کجا بریم
/:بریم خونه
ا.ت:نه من خوبم نمیخواد بریم
/:من پام درده
کوک: میخوای بریم بیمارستان
/:تو چقدر مهربونی من شوهر سابقم
هر چیزیم میشد از خونه مینداختم بیرون
ا.ت: شوهر سابقت
کوک: تو ازدواج کرده بودی
/:اره ولی جدا شدم
ا.ت: اگه میخوای تا ببریمت خونه
/:اگه میتونید آره
ا.ت: کوک نزدیکه
کوک:آره نزدیکه
/:دیشب کارتون رو انجام دادید
ا.ت: آره انجام دادیم
کوک: کی تو خواب
ا.ت: خفه شو
کوک: راستی ا.ت
ا.ت:جانم
کوک: شاید باردار باشی
/:چی
ا.ت:چی سونیا تو چته
کوک:منظورم اینه که امروز
اینقدر حالت بهم میخوره
ا.ت: امکان نداره طبیعیه
کوک:خب سونیا رسیدیم
/:ممنونم
/:ایی
کوک: چیشد
/:نمیتونم برم پام خیلی درده
کوک:الان میام کمکت
ا.ت: لازم نکرده
اجوماا
اجوما: جانم خانم
ا.ت: سونیا افتاده پاش پیچ خورده ببرش
داخل
اجوما:چشم بفرمایید
خانم
کوک: خیلی حساس شدیا
ا.ت: سوال نپرس بریم
کوک: قهری
#بی_تی_اس
#کوک
#فیک
ا.ت: چرا گفتی که اون بیاد
حداقل یه جا بذاشتی تنها باشیم
کوک: الان میشنوه
ا.ت:اخر نشسته نمیشنوه الان
مثل کوالا خوابه
کوک: چرا ازش حسودی میکنی
چون با من خیلی خوبه
ا.ت:نه
کوک: دروغ نگو قشنگم
ا.ت:دروغ نگفتم
کوک: ازت معلومه
سونیا: بچه ها
ا.ت: بله چیه میخوای برگردی
سونیا: نه خواستم بگم که کجا
میخوایم بریم
ا.ت:میریم تا به جایی برسیم تو
چیکار داری
کوک: ا.ت بسه
ا.ت: کوک یه لحظه وایسا حالم خوب
نیست
کوک:چی شد
ا.ت: حالم خوب نیست
کوک وایسا
کوک: وایسادم
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
رفتم بیرون بالا آوردم
کوک: خوبی عزیزم رنگت پریده
چیشد یکدفعه
ا.ت:نمیدونم
کوک:تا بریم بیمارستان
ا.ت: نه خوبم
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
سونیا
دیدم ا.ت حالش بد تصمیم گرفتم
کوک بکشونم به سمت خودم
از ماشین رفتم بیرون
/:ا.ت خوبی
و خودمو انداختم که پام پیچ خورده
/:اخخخ
کوک: چیشد
/:پام پیچ خورد
ا.ت:(تو دلش) معلومه داری دروغ
میدی
کوک:یه لحظه وایسا
کوک اومد بلندم کرد گذاشتم تو ماشین
کوک:ا.ت جونم تو خوبی
ا.ت:چرا رفتی کمکش
کوک: خب افتاده بود
ا.ت: من مهم ترم یا او
کوک: معلومه تو عزیزم
ا.ت: خب چرا رفتی کمکش
کوک: خب اونم افتاده بود
ا.ت: مهم نیست تا بریم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو راه:
کوک: الان چیکار کنم کجا بریم
/:بریم خونه
ا.ت:نه من خوبم نمیخواد بریم
/:من پام درده
کوک: میخوای بریم بیمارستان
/:تو چقدر مهربونی من شوهر سابقم
هر چیزیم میشد از خونه مینداختم بیرون
ا.ت: شوهر سابقت
کوک: تو ازدواج کرده بودی
/:اره ولی جدا شدم
ا.ت: اگه میخوای تا ببریمت خونه
/:اگه میتونید آره
ا.ت: کوک نزدیکه
کوک:آره نزدیکه
/:دیشب کارتون رو انجام دادید
ا.ت: آره انجام دادیم
کوک: کی تو خواب
ا.ت: خفه شو
کوک: راستی ا.ت
ا.ت:جانم
کوک: شاید باردار باشی
/:چی
ا.ت:چی سونیا تو چته
کوک:منظورم اینه که امروز
اینقدر حالت بهم میخوره
ا.ت: امکان نداره طبیعیه
کوک:خب سونیا رسیدیم
/:ممنونم
/:ایی
کوک: چیشد
/:نمیتونم برم پام خیلی درده
کوک:الان میام کمکت
ا.ت: لازم نکرده
اجوماا
اجوما: جانم خانم
ا.ت: سونیا افتاده پاش پیچ خورده ببرش
داخل
اجوما:چشم بفرمایید
خانم
کوک: خیلی حساس شدیا
ا.ت: سوال نپرس بریم
کوک: قهری
#بی_تی_اس
#کوک
#فیک
- ۱۲.۴k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط