🍒🌱تو مرا در بند تن خود کشاندی

🍒🌱تو مرا در بند تن خود کشاندی

بی آنکه بدانی

مرا از بند تن خویش آزاد کردی

من که با تن پوش زخمی ام

آبادی ساختم از تو که ویرانم کردی

روح من عاشق تو ماند

تنم با سرخی زخم هایم

سبز شد

و آنگه

که قلبم با خون تو هم نبض شد

مرگ عاشقانه رهسپار نور شد

در دیاری که نگریستن به تو جرم است

من عاشق در بند تو بودنم

و معنای آزادی را نمی‌داند

قلبی که تا ابد

به نگاه تو ،مجرم است🍒🌱


((سارا امیری فلاح))
دیدگاه ها (۰)

تو اَبَد یِـک روٌزِه مَنــی 🔗🤍خوشابه حال دلم که جان منی....❤

تو اَبَد یِـک روٌزِه مَنــی 🔗🤍خوشابه حال دلم که جان منی....❤

تو اَبَد یِـک روٌزِه مَنــی 🔗🤍خوشابه حال دلم که جان منی....❤

تو اَبَد یِـک روٌزِه مَنــی 🔗🤍خوشابه حال دلم که جان منی....❤

صدای خنده هات هنوز توی گوشمهبی تو مهتاب هر شب تو همون کوچه م...

تو به من گفتی آن روزکوچه ی تاریک راه به جائی دارد!شبنمی لرزی...

اینجانب #ناصرالدین_باغانی بنده ی حقیر درگاه خداوندی ام چند ج...

به عین» و «شین» تو چسبیدم از در ِ زندان که نعش سیمرغی رهسپار...

#غمنامه‌ای‌برای‌طُ...گاهی شعر میخوانم ولی چه سود در خاطرم نم...

به خدا گفتم! چرا مرا از خاک آفریدی؟ چرا از آتش نيستم !؟ تا ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط