دیروز قصد داشتم دست اتفاق را بگیرم تا نیفتد !

دیروز قصد داشتم دست اتفاق را بگیرم تا نیفتد !

 اما امروز فهمیدم که اتفاق خواهد افتاد،

این ما هستیم که نباید با او بیفتیم ...!

 روزگارتان پر از اتفاقهای قشنگ...!!!
دیدگاه ها (۱)

♥♡♥

زندگی یعنی....تو جایی که هیچکی نخوادت بمونی سفت و سخت...من م...

آدما دو جور زندگی میکنن :یا غرور شونو زیر پاشون میذارن وبا ا...

مرد و زن ندارد !به نقطه ی ما شدن که رسیدی ... شور انگیز تری...

هی کوچولو، اگه تو نبودی، هرگز نمی‌فهمیدم دوست داشتن یعنی چی؛...

وقتی...(پارت سوم)

تولد نامجون 🐨🎀╭─── ୨୧ ───╮🐨🎀🌷 𝐇𝐀𝐏𝐏𝐘 𝐍𝐀𝐌𝐈 𝐃𝐀𝐘 🌷🎀🐨╰─── ୨୧ ───╯...

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

یه پیک موتوری یهو موتورش آتیش می گیره و می‌سوزه، مردم هم جمع...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

یه پیک موتوری یهو موتورش آتیش می گیره و می‌سوزه، مردم هم جمع...

پارت ۳۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط