دل من عادت داشت، که بماند یک جا !!

دل من عادت داشت، که بماند یک جا !!
به کجا ؟؟
معلوم است !! به در خانه ی تو...
دل من عادت داشت، که بماند آنجا
پشت یک پرده ی توری، که تو هرروز آن را به کناری بزنی
دل من ساکن دیوار و دری، که تو هرروز از آن میگذری
دل من ساکن دستان تو بود ...
دل من گوشه ی یک باغچه بود، که هرروز به آن مینگری ...
راستی ! دل من را دیدی ؟!
آن را گم کردم ... !



اخوان ثالث
دیدگاه ها (۱۲)

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 134✦...................

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

📖 آکادمی آستریاپارت اول | «دختری از آب و یخ»هیچ‌کس نمی‌دانست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط