جان دل! در این روزگار خیلی اتفاق ها شدنی ست. همان قدر که

جان دل! در این روزگار خیلی اتفاق ها شدنی ست. همان قدر که دو عاشق از هم دور می افتند، همان قدر می توانند به اندازه ی تنها یک نفس با هم فاصله داشته باشند خیال هست و سیم ها و بی سیم ها...می شود بوسه بارانش کنی بدون اینکه حتی خودش بفهمد. کافی است لبانت را محکم روی صفحه ی تلفن همراهت بفشاری، پیشانی اش را با عشق ببوسی، میتوانی هزار بار ببوسی اش و سرزنش نشوی. بوسیدن عکس که گناه نیست...
می توانی در آغوشش بگیری، صبح و ظهر و شب، حتی نیمه شب ها وقتی فرسخ ها از هم دورید محکم در آغوشش بکشی و مطمئن باشی هیچ معصومیتی کشته نمی شود.
می شود کنارت نباشد، اما محکوم به حبس ابد در قلبت...بعضی عشق ها هم اینطور است دیگر... می شود یک حس خوب دست نخورده در قلبت که به هیچ بهانه ای نمیخواهی خرابش کنی...
دیدگاه ها (۱۳)

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۸✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

🖤 پارت پنجم | آخرین ردپالانا هنوز به جونگکوک خیره شده بود.— ...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

.....پارت هفدهم.....

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟓من هنو...

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

اینجا یه زره داستان بد میشه چیزی نی کوک فردا یادش میره

یک شب معمولیباران آرامی پشت پنجره می‌بارید.جونگ‌کوک روی مبل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط