محبوبم، به تو که می‌رسم، انگار از قحطی برگشته‌ام. کورمال‌

محبوبم، به تو که می‌رسم، انگار از قحطی برگشته‌ام. کورمال‌کورمال واژه را چنان در ترانه جای می‌دهم که کلیدی را در قفل. ترانه باز می‌شود و تو لبخند می‌زنی. یکسره می‌جوشم، قل‌قل می‌زنم. من سنگ نیستم، همچنان قلب من به شکل دلی می‌تپد. شعری از سنگ با دست‌هایی از صبح مرا زنده می‌کند. گفتم شما را صدا کنم. اسم شما را صدا کردم، باران چنان گرفت که اسم شما در کوچه‌های شهر شایع شد. تو شبیه سیبی و بِه. من که هستم؟ گاهی پر از تمام چهره‌های توام......

#آرامِ جانم......
دیدگاه ها (۴)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

اسم: عشقی گمشده در تاریکی جنگل ... پارت ۱۷ ،(زبان راوی )در ق...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

پارت: 3 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«اینجا چه خبره؟»صدا، بلند ن...

007-پنهان در مه - پارت ۸۳

محبوبم، به تو که می‌رسم، انگار از قحطی برگشته‌ام. کورمال‌کور...

محبوب من اسم شما را صدا کردمباران چنان گرفت که اسم شما در کو...

من برای تو می نویسمواژه واژه، شاپرک ها را در دامن شعرهایم می...

من برای تو می نویسمواژه واژه، شاپرک ها را در دامن شعرهایم می...

در سمت تـوامدلم باراندستم باراندهانم بارانچشمـــــم باران…رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط