ما چند اسب بودیم

.
ما چند اسب بودیم
که بال نداشتیم
یال نداشتیم
چمنزار نداشتیم
ما فقط دویدن بودیم
و با نعل های خاکی اسپورت
ازگلوی گرفته ی کوچه ها بیرون زدیم .
_گروس عبدالملکیان
دیدگاه ها (۱)

.لذت داشتن یه دوست خوب تو یه دنیای بد... مثل خوردن یه فنجون ...

.دوباره با ستاره خوابو چراغونی کنخوشی اگه گرونه بخند ... بخن...

هیچ لذتی بدون صبوری حاصل نمیشه، حتی واسه چشیدن لذت یه لیوان ...

هربار بااوقات تلخی میپرسی:چرا دراین هوای سرد دستکش به دستنمی...

‌کاش می شد برای همیشه رفت ؛به سکوت و آرامش یک خانه ی روستایی...

{مافیا من}پارت 3 =تهیونگ : خدمتکار لباس هارو بیارخدمتکار لبا...

پارت 33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط