مرد اشک هایش را پاک می کند

مرد اشک هایش را پاک می کند
و در حالی که لبخند بر لب دارد می گوید:
- عزیزم شنیدی دولت عوض شده؟

بغض زن می شکند و های های گریه می کند؛
اشکی از سر شوق؛
- یعنی دیگه مجبور نیستم کف زمین زایمان کنم؟

مرد در حالی که همسرش را در آغوش می گیرد، می گوید:
- نه عزیزم! ولی باید مواظب باشیم که خوب گوش کنیم!
- باشه باشه. قول می دم.
دیدگاه ها (۲)

در خواستی

سناریو جونگکوک

⭕️اداره کشور به شیوه پزشکیان 🔻پیمان فلسفی(نماینده مجلس): کشا...

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش اول_اگر روزی تورا ببوسم و وارد جهنم شوممی‌توانم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش سوم_بلند می‌شود"من که سیر...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟏مینا با دیدن اشک روی گونه‌ی ...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط