زمستان سردِ تن مرا

زمستان سردِ تن مرا
آنچنان بغل بگیر که
شکاف بین عشق و ایمان
به بوسه رسد و نپرسد چرا
از این سکوت
بغضی بچین و برو
که حوای عشق
نمی آید به این نا کجا ...
دیدگاه ها (۱)

می خواهم عکس بگیرم از شکل دستانت ، از صدای دستانت و از سکوت ...

عـشـق یـعنـی ایـن...یـعنـی هـواش و داشـته بـاشیـعنـی حـوصـله...

#تُ حکمِ معراج داری؛برای منی که هیچگاه ،پیامبر نمی شوم...!

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

#سناریو

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط