گرچه می دانَم نِمی آیی وَلی هَردَم زِشُوق

گرچه می دانَم نِمی آیی وَلی هَردَم زِشُوق
سُویِ دَر می آیَم و هَر سُو نِگاهی میکُنَم
دیدگاه ها (۲)

اَز پاسُخِ مَن مُعَلِمان آشُفتَند اَزحَنجِره شان هَرچه دَرآ...

این دَر ِ بَسته عَزیزِ دِلِ مَن بَسته به تُوست شَده باوَر ک...

شِناسنامه َام بَرگِ آخَر را دُوست دارَم که مَرا به تُو میرِس...

تُو را اِتِفاقي ديدَم... اسمِ تُو را اِتِفاقي شَنيدَم... و ق...

خسته ام از خود گریزانم.... نمی دانم چرا!.......3

به احساس زیبا و دل انگیز تو می اندیشم سالهاست که از چشمان زی...

روزهای هفته را با عشق تو سر میکنمتا به جمعه میرسم احساس دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط