دور بودنِ تو هرچند تلخه ولی بازم قشنگه، تو همون حس قدم زد

دور بودنِ تو هرچند تلخه ولی بازم قشنگه، تو همون حس قدم زدن تو تاریکیِ شبی. تو برام همون حس شیرینی، که اگه تو نباشی میشه حس تلخی. کاش این ندیدن تموم شه، فاصله ای که بینمونه زودی به پایان برسه، کاش این کاش ها هم وجود نداشته باشه، من میخوام با تو تا ابد تمام تاریکی های شب هارو قدم بزنم، میخوام همونی بشم که تورو تنها نمیزاره، دستتو به هیچ وجه ول نمیکنه، همونی که تلخیِ نبودتو به همهء شیرینیای زندگی ترجیح میده، اصلا تو باش، بزار دنیا هم تلخ شه، مهم اینه که تو باشی.
#تکس
دیدگاه ها (۰)

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴². 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. تهیونگ محکم تر د...

پارت ۴۵تهیونگ با قدم‌هایِ سنگین و نفس‌هایِ حبس‌شده، وارد اتا...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۳: نقاب‌های شیشه‌ایوقتی سوآ دوباره جلوی د...

سناریو مایکی{ جنگل چشمات }پارت چهارمبشقاب به زور به هپن رسون...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁵ویو میکا_____جیمین دست...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط