عشق و جنایت

عشق و جنایت
part:²

یونگی ویو

چند مین قبل

من باید از این باند انتقام بگیرم اونا تنها خواهرمو کشتن من پدر و مادرمو وقتی ۱۰ سالم بود از دس دادم و یه خواهر ۲ ساله برام موند که ۱۰ سال بعد خواهرمو کشتن

^برگردیم به زمان حال

+اه فاک تیر خوردم عقب نشینی کنین
زنگ بزنین به اوژانس

چند مین بعد

یونهی ویو

خودمو سریع رسوندم بیمارستان درس سر وقتی که شیفتم شروع میشه
هوف خداروشکر
وقتی میام تو بیمارستان و جاهای مورد علاقه ی اون شخصیتم
به همون تبدیل میشم و بله دوباره سر گیجه

اخ
عاح فک کنم دوباره همون یونهی بده شده بودم

^خب خب اینجا الان شدن همون خانم دکتر مهربون خودمون

او عمل دارم
سریع رفتم تو اتاق و اماده شدم

۳ ساعت بعد

هوف عمل سختی بود
این همون پلیس معروفه اوم فک کنم سر جنگ با مافیا اینجوری شد

یونگی ویو

با سر درد شدیدی چشمامو باز کردم عا اره اینجا بیمارستانه

^خب میخوام از یکی از صمیمی ترین و بهترین دوس یونگی رو نمایی کنم
البته اونم یه پلیس معروفه

یکم که به دور و بر نگا کردم دیدم جین کنارم نشسته و منتظره بهشون بیام

^علامت جین€

€عه به هوش اومدی حالت خوبه؟؟

+اره خوبم

تق تق ^مثلا صدا دره

+بیاین تو

_سلام خب اقای مین عمل شما خوب پیش رفته و الانم حالتون یکم بهتره ولی تا یه هتفه باید اینجا بمونین

+چی یه هفته هوف باشه ممنونم دکتر

_تنهاتون
.
.
.
.
.
.
دیدگاه ها (۰)

پارت نهیونگی: لونا لونا( با داد ) یونگی لونا رو برد بیمارستا...

part2My beautiful vampireویو ات وقتی پسره وارد شد موجونم سی...

____[The Forbidden Crossing]____

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره.و...p22 ویو ات وقتی ماجرا رو...

پارت هفتویو هانابا چیزی که دیدم خشکم زد یونگی سانا رو بغل کر...

#ارباب‌سنگدل #پارت_33 روز ها در پی هم می‌گذشتند و بلاخره ...

اسم فیک:عشق اجباری منپارت: بیست و دوم "ویو مین جی"به سمت اتا...

دفعه ی قبل عکس با خورد😐چند پارتی از تهیونگ موضوعش هم وقتی بچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط