چشات بی رحمه

چشات بی رحمه

شاید اونجوری که میخواست نبودم

اون میدونست که من خیلی حسودم

عاشق یکی بود که من نبودم

اون ندید که چشام خیسه و رفت الان نیستش

بدون تو همیشه پاییزه

بازم به من نگاه نکرد و رفت

یه غریبه دستشو گرفتو خوشحال بود

چی شد حرفامون

چشای غریبه هولش کرد

اون رفت و زیر قولش زد

دلم بازم تنها موند
دیدگاه ها (۵)

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

اسم رمان جدید

سناریو ریندو برف کوچولوی من)) به نرده نزدیک شد. حواسش بود خو...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁰ ( Final )سه روز بعد__...

ادامهp58 قسمت2حدود یک ساعت از اومدن جی‌یون به کلاب گذشته بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط