بسیار گریست تا کی بی تاب شد آب

بسیار گریست تا کی بی تاب شد آب
خون ریخت ز دیدگان خوناب شد آب
از شدت تشنه کامی ات ای سقّا
آن روز ز شرم روی تو آب شد آب . . .
دیدگاه ها (۱)

باز از کرب و بلا نغمه لا می آیداین صلا دم به دم از کرببلا می...

وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای خوش به حال لب اصغر که تو ...

سه پارتی✨ات بعد از یه روز خسته‌کننده بالاخره رفت حموم.همه‌چی...

نیمه‌شب، ماه تنها، در حوض سکوت شناور بود.خورشید آمد،با هزارا...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

سلام بر معلم شهیددرود خالصانه ام نثار تو باد ای معلم شهید که...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هفتم: شلیک---چاقو پرواز کرد.به سمتِ ه...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

سناریو(درخواستی یکی دیگه از فرشته ها)وقتی با هم رفیقیم و بهش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط