دوست قدیمی که تبدیل میشه به

دوست قدیمی که تبدیل میشه به.....
ادامه ی پارت ۷
پ.ت:بله دخترم من اینجام
ا.ت: بابا یکی از دشمن های مشارکت با بابای کوک نزدیک بود بکشتم
پ.ت:چیییییی
ا.ت:همین مه شنیدید
/شش سال بعد /
ا.ت ویو
من و جونگکوک جدا شدیم و ا چونکه آقا به من خیانت کرد از اولش هم کار اشتباهی کردم باید به حرف یونا که گفت این به درد تو نمیخوره گوش میکردم خلاصه توی این شش سال من جای بابام مافیا شدم جونگکوک هم همینطور
من قدرتمند ترین باند کره رو دارم و در اصل رءیس هستم
بله قدرت من و کوک در یک حد است
بعد از اون روزی که اولین قتلم رو انجام دادم تبدیل شدم به بزرگترین شکنجه گر و مافیا بله من پیشرفت کردم
و توی یک عمارت بزرگ زندگی میکنم که همه هم از من میترسم اینه خلاصه ی شش سال زندگیه من
جونگکوک هم که نه دشمنیم نه شریک
بله همین
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
حال
ا.ت:جونگهییییییی
(جونگهی دست راست ا.ت هست)
جونگهی:بله خانم بفرمایید کاری داشتید
ا.ت:آره معامله های ما با آقای جانگ چیشد
جونگهی :امشب هست
ا.ت اوکی میتونی بری یه یک ساعت دیگه راه میفتیم
جونگهی:چشم خانم
/زمان معامله/
ا.ت : جونگهی پس اینا کجانننن
جونگ هی: رسیدن خانم
ا.ت:خیلی خب
ا.ت ویو از ماشین پیاده شدم و کسی که دیدم کسی نبود جزء کوک باورم نمیشه بعد از شش سال ندیده بودمش هه چه فرقی می‌کنه فقط معامله میکنیم و تموم
داشتم فکر میکردم که چقدر جونگکوک تغییر کرده عضله ای تر شده و تتو زده کلی پیرسینگ زده
در فکر بودم که کوک گفت
کوک:......
.
.
.
.
.
.
.
خب بسه دیگه شرط ها
لایک:۴
کامنت:۳
بچه ها حمایتتتت اول پارت قبل هم بخونید
دیگه همین نظر بدید ببینم فیکه خوبیه یانه فیک بدیه✨💞💗
دیدگاه ها (۲)

لباسی که ا.ت برای بیرون رفتن پوشیده بود

استایل ا.ت برای معامله

دوست قدیمی که تبدیل میشه به ...............پارت۷part7م.ت:کجا...

دوست قدیمی که تبدیل میشه به ..........پارت۶part 6یونا :اوووو...

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

چند پارتی درخواستی پارت ۴ا/ت . خواب بودم که با صدای در زدن ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط