رد شد از کوچه ی ما، خانه‌ی ما ریخت بهم

رد شد از کوچه ی ما، خانه‌ی ما ریخت بهم

یک نظر کرد مرا کل مرا ریخت بهم

(من ملک بودم و فردوس برین...) اما او

بوسه ای داد به من، عرش خدا ریخت بهم
دیدگاه ها (۲)

با خنده ای که عکس تو در بر گرفته استدیوار خانه چهره ی دیگر گ...

پدرم نیست ...

⁨⁨مگذار باز از سفرت بی‌خبر مرایک‌ بار هم اگر شده با خود ببر ...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐ویو آنیا منتظر بودم که دیدم کوک با پاس...

مجنون از راهی میگذشتجمعی نماز گذاشته بودندمجنون از لا به لای...

بچه ها میخوام موهام رو رنگ کنم بین همین رنگ و آبی موندم بهم ...

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

پارت ۱

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part43سعید:خوب میشنومنمیدونم چرا ی دفعه بغضم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط