باز هم عازم عشق است دل شیدایم
باز هم عازم عشق است دل شیدایم
و به سوی حرمت یک چمدان میبندد
چمدانی که پراست از غم و از حاجت دل
باز هم غصهی عالم به دلم میخندد
کاش میشد که از این فاصلهها پر بزنم
من دلم روضهءیک صحن رضا میخواهد
پلک برهم بزنم صحن حرم باز کنم
یا رضا این دل بیمار شفا میخواهد
درد دلها بکنم با تو درون حرمت
و بگویم که چه اندازه دلم تنگ شده
و چه اندازه گل نرگس ما تنها است
عشق مهدی زمان یکسره کمرنگ شده
عشق هم زائرآن صحن طلایت شده است
روز میلاد تو مهدی زمان آنجا نیست؟!
روبروی حرمت اشک بریزد شاید
باز از غصه او چشم جهان بارانیست
فاطمه فولادی ماهانی
و به سوی حرمت یک چمدان میبندد
چمدانی که پراست از غم و از حاجت دل
باز هم غصهی عالم به دلم میخندد
کاش میشد که از این فاصلهها پر بزنم
من دلم روضهءیک صحن رضا میخواهد
پلک برهم بزنم صحن حرم باز کنم
یا رضا این دل بیمار شفا میخواهد
درد دلها بکنم با تو درون حرمت
و بگویم که چه اندازه دلم تنگ شده
و چه اندازه گل نرگس ما تنها است
عشق مهدی زمان یکسره کمرنگ شده
عشق هم زائرآن صحن طلایت شده است
روز میلاد تو مهدی زمان آنجا نیست؟!
روبروی حرمت اشک بریزد شاید
باز از غصه او چشم جهان بارانیست
فاطمه فولادی ماهانی
- ۱.۵k
- ۰۵ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط