یاد او

صدای پاشنه هایم در راهرو طنین انداز می شود .
با لرزی پنهان به سمت سلول شماره ی ۱۱ می روم ...رطوبت دستهایم سینی فلزی در دستم را لیز می کند . لبه ی آن را محکم تر می گیرم و گوشه ی آن در دستم فرو می رود .

نفسی که تمام راه در سینه حبس کرده ام را با شدت از دهان بیرون می دهم .
تق
تق
تق
همیشه پرستار ها قبل از ورود سه در می زنند .
تق
خب...نه من پرستارم و نه او بیمار
تاریکی نیمه شب ، نور ماه را با ولع می بلعد. روی همه چیز ، خاکستری از نور است .
صدای فلزی در ، درون راهروی خالی از سَکَنه ، می پیچد...سرم را بالا می برم و در فلزِ عنبیه هایش غرق می شوم .....دوباره می لرزم .نگاهش باعث می شود به پوچی گَرایَم و خود را میان زمین و آسمان ، معلق ببینم ....قطره ای عرق سرد از بالا تا پایین ستون مهره هایم را بوسه می زند .
لرزی دیگر ...ترسناک تر از قبلی ...کاری می کند پروانه های معده ام از درون پیله تقلا کنند ...با فهمیدن چیزی وحشت سراپایم را فرا می گیرد . اگر این لرز از ترس و نگرانیِ فلزِ چشم هایش بود ....شاید آنموقع سرنوشتی متفاوت می داشتیم ؟


فلش بک به سه ماه قبل

: این لیست بیمار های شماست
شما وظیفه دارید سر زمان مشخص شده اونها رو چک کنید و دارو ها رو بهشون تحویل بدید ، مطمئن بشید که دارو ها رو مصرف کردن و پیشرفت و هر نشانه ی کوچکی از رفتار و کلام اونها رو بنویسید.
بیمار های اینجا ، مثل محل اشتغال قبلیتون نیستن!
قانون اول اینه که هیچ رفتاری انجام ندید که بیماری اونها رو تشویش کنه و سعی کنید ارتباط احساسی رو به حداقل کاهش بدید
بیمار های شما به این ترتیب است .


خانم میزری : الیوان فالکس
نورلا دیفنت
الکس سالرن
کانر پیردن
خانم ریلارن:بنجامین کراد
تیموتی زونری
مارن لارنس
هنری نیستری
دیدگاه ها (۰)

پارت: 15 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«واقعاً که نمک‌نشناسن.» تا...

خیال تو نسیم گونه می وزد و شمیم عطر تن تو می پیچد بر دشت شقا...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹¹﴿ویو ات﴾وقتی چشم‌هایم را باز کردم، همه...

شاهکاری به نام دروغ

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

### پارت ۱: سایه‌ای که بویِ باروت می‌دهدبارون، سقفِ فلزیِ ان...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط