part¹¹🍷⏳

part¹¹🍷⏳

کوک « سویونا
سویون « هیون *متعجب
جیمین « تو اینجا چیکار میکنی؟
کوک « خب داد و بیداد کردم اونا هم منو اوردن اینجا
تهیونگ « کاکتوس گذاشته بودم اونجا بیشتر کاربرد داشت تا این محافظا
جیمین « *خنده....
سویون « چرا داد و بیداد؟
کوک « اینا منو نمیبرن بیرون....
تهیونگ « بد نگذره سلطان.... میخواهی میوه های استوایی هم سفارش بدیم براتون *درحال فشار خوردن
کوک « نه مرسی... فقط مزاحم نشو نمیخواد کاری بکنی
سویون « کنترل خنده اونم تو یه همچنین موقعیتی واقعا سخت بود.... کوک کاملا عادی بود و با هر پاسخی که میداد تهیونگ از عصبانیت سرخ تر میشد! مثل اینکه یه نفر بالاخره تونسته بود تهیونگ کبیر رو دست بندازه
جیمین « سویون ببرش پایین تا تهیونگ خونش رو نریخته
سویون « اوهوم نگران نباش
*بعد از رفتن سویون و کوک
تهیونگ « وای وای من آخر از دست این دوتا دیوونه میشم
جیمین « اروم باش داداش
تهیونگ « اروم باشم؟ به جای اینکه ازش حرف بکشن میبرنش بیرون انگار اومده سینزده بدر والا منم بودم نمیخواستم برگردم خونه امون..... عه عه پرو پرو زل زده تو چشمای من میگی مزاح.... میخندی جیمین؟؟؟؟؟؟
کوک « فکر کنم خیلی عصبانی شد
سویون « وای کوک قیافه اش دیدنی بود *خنده
کوک « ازش میترسی؟
سویون « حالا که حرف های جیمین رو شنیده بودم میشد منطقی با این موضوع برخورد کرد! زمانی که سِرُم کوک رو عوض میکردم جای زخم روی دستاش بود....این تغییر احوالات یهوییش! همه و همه باعث میشد فکر کنم حدس تهیونگ درسته
کوک « سویونا حواست هست چی میگم؟
سویون « اهان...خب 50 درصد
کوک « 50 درصد؟
سویون « وقتی عصبانی میشه ترسناک میشه... چرا اینقدر درباره تهیونگ میپرسی؟
کوک « هیچی همین جوری...، راستی دیگه نگران این نباش که تهیونگ بخواد ببرتت
سویون « چرا؟
کوک « بهشون گفتم اگه تو دکتر من نباشی خوب نمیشم تا تهیونگ حرص بخوره و تو رو برگردونه.....
سویون « *خنده.... هیون! سلامتیت از همه چیز مهم تره پس سر این موضوع لجبازی نکن
کوک « اما اونا همشون بداخلاقن سویون
سویون « اونا ادمای خوبین اما دیر اعتماد میکنن..... هیون تا حالا شده از اعتماد کسی به خودت سوء استفاده کنی؟
کوک « سویون حرف های تهیونگ رو باور کرده بود.... خب در حقیقت شواهد زیادی وجود داشت تا دروغ منو لو بده و اگه این فکت رو در نظر بگیریم که هیچ دروغی مدت زیادی دووم نمیاره بهتر بود کم کم از پوسته ی این هیون قلابی خارج بشم! و حالا مفتخرم تا شما رو با هیولای درونم آشنا کنم
تهیونگ « سویون باید از کوک فاصله بگیره!
جیمین « چرا؟
تهیونگ « بالاخره روزی میرسه که اون روی واقعیش رو نشون بده! اون موقع سویون اولین هدف کوک قرار میگیره. .. برای همینه که نمیشه به ادما اعتماد کامل کرد!
دیدگاه ها (۲۳)

𝕡𝕒𝕣𝕥𝟛𝟜 💛🐳_بعد از کمی جست و جو موفق شد مدارک رو از بین لباس ه...

_ تو آدم امنِ منی و این باعث میشه حال کمتر به آینده فکر کنم....

🗿🍓خب دیگه میرم تا شب میام... الان احساس امنیت دارم بعدش میام...

خب پارت جدید فیک ها هم آماده شده😂🗿فقط یه جوری نوشتم خودمم بر...

شب تولدم پارت 43فصل دو پارت14تهیونگ: ببخشید ببخشید جونگ کوک ...

شب تولدم پارت 52فصل دوم پارت 23ات: ممنونم شب: جونگ کوک: خب پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط